صفحه اصلی   |   www.marvdashtnama.ir   |   

 
+تبلیعات در سایت مرودشت آنلاین با تعرفه های استثنائی - 09394084008

آخرین اخبار

  • آسفالت شهر زیر ذره‌بین مدیریت شهری مرودشت
  • برگزاری دوره تخصصی دسترسی با طناب در مرودشت
  • چرا این جام‌جهانی از هم‌اکنون یک فاجعه است +عکس
  • برگزاری ورکشاپ تخصصی بازیگری در تالار مهر مرودشت
  • وقتی شما نبودید
  • شاخه درختان به ظاهر خشک شده را نسوزانید.
  • «جزیره‌های ثروت» در متن جامعه ایران
  • دستگیری شکارچیان غیر مجاز کبک در درودزن مرودشت
  • اجرای طرح رایگان پایش فشار خون در مرودشت
  • درخشش مرودشتی ها در مسابقه کشوری شطرنج ریتد سریع
  • گُلر جوان مرودشتی سنگربان فصل بعدی استقلال
  • مدیریت تنگه هرمز حق مسلم ایران است
  • «کاروان خدمت» از پشت میزهای اداری تا کف خیابان‌های شهر
  • مرودشت رتبه نخست شبکه بهداشت و درمان استان فارس
  • اهدا یک دستگاه اکسیژن ساز به خانه هلال احمر سیدان
  • هرجا اختلافی بین مسئولین وجود داشته باشد مردم ضرر خواهند کرد
  • تاکید برنقد منصفانه ومطالبه گری
  • وقت آشتی با تیم ملی است؟
  • کشت خاکشیر در۱۴ هزار هکتار اراضی کشاورزی مرودشت
  • حضور پرشور دانشگاهیان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت در تجمع شبانه مرودشت
  • پروژه مسکن مهر سیدان مرودشت ۱۷ساله شد
  • گزارش تصویری:حضوردانش آموزان سیدانی در سنگر خیابان
  • کشف کولرهای قاچاق ۶ میلیاردی در مرودشت
  • مرودشت را به جايگاه حقیقی خود بعنوان قطب گردشگری کشور می رسانیم
  • طلای آسیا برای ایران با وزنه 231 کیلویی علیرضا نصیری
  • عدنان موسوی بوکسور مرودشتی به تیم ملی جوانان ایران دعوت شد
  • حضور کاروان سلامت دربخش سیدان مرودشت
  • اعترافی دیرهنگام؛ واشنگتن و میراث شوم ۷۳ ساله
  • تقوا رمز عزت و کرامت جامعه است
  • عشایر پاسداران حقیقی طبیعت، مراتع و سرمایه های سبز کشور هستند
  •  

     

     


    استاد محمدعلی بهمنی درگذشت+ اشعار

    6292
    :كد
    شنبه 10 شهريور 1403

    استاد محمدعلی بهمنی شاعر و غزلسرای کشورمان حوالی ساعت ۲۳ شب گذشته دار فانی را وداع گفت.



    این هنرمند هرمزگانی (۳۱ مرداد) با سکته مجدد مغری و خون‌ریزی وسیع در بیمارستان تندیس تهران بستری شد و نیمه شب تحت عمل جراحی قرار گرفت اما امشب دعوت حق را لبیک گفت.

    عباس سجادی سخنگوی ستاد پیگیری وضعیت حال استاد محمدعلی بهمنی دقایقی قبل طی گفتگو با رسانه‌ها از جاودانه شدن استاد محمدعلی بهمنی خبر داد.

    به گفته این شاعر علی رغم اینکه در آخرین لحظات پزشکان تلاش کردند با احیای قلبی وضعیت حال استاد را به پایداری برسانند اما پس از دوبار احیای قلبی این مهم میسر نشد و استاد محمدعلی بهمنی حوالی ساعت ۲۳ جمعه نهم شهریور ماه ۱۴۰۳ آسمانی شد.

     

    اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
    دنیا برای از تو سرودن مرا کم است!

    اکسیر من! نه این که مرا شعر تازه نیست
    من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

    سرشارم از خیال، ولی این کفاف نیست
    در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است

    تا این غزل شبیه غزل های من شود
    چیزی شبیه عطر حضور شما کم است

    گاهی تو را کنارِ خود احساس می کنم
    اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است

    خونِ هر آن غزل که نگفتم به پای توست
    آیا هنوز آمدنت را بها کم است!

     

    +++++++++++++++++++++++++++++

     

    نتوان گفت كه اين قافله وا‌مي‌ماند
    خسته و خُفته از اين خيل جدا مي‌ماند

    اين رَهي نيست كه از خاطره‌اش ياد كني
    اين سفر هم‌رَهِ تاريخ به‌جا مي‌ماند

    دانه و دام در اين راه فراوان اما
    مرغِ دل ‌سير زِ هر دام رها مي‌ماند

    مي‌رسيم آخر و افسانه ی واماندنِ ما
    همچو داغي به ‌دلِ حادثه‌ها مي‌ماند

    بي‌صداتر زِ سكوتيم، ولي گاهِ خروش
    نعره ی ماست كه در گوشِ شما مي‌ماند

    بِرويد اي دلتان نيمه كه در شيوه ی ما
    مرد با هر چه سِتم، هر چه بلا مي‌ماند

     

     

    +++++++++++++++++++++++++++++

    دریا شده است خواهر و من هم برادرش
    شاعرتر از همیشه نشستم برابرش

    خواهر سلام! با غزلی نیمه آمدم
    تا با شما قشنگ شود نیمِ دیگرش

    خواهر! زمان زمانِ برادرکُشی است باز
    شاید به گوش ها نرسد بیتِ آخرش

    می خواهم اعتراف کنم: هر غزل که ما
    با هم سروده ایم، جهان کرده از بَرَش

    با خود مرا بِبَر که نپوسد در این سکون
    شعری که دوست داشتی از خود رهاترش

    دریا سکوت کرده و من حرف می زنم
    حس می کنم که راه نبردم به باورش

    دریا! منم، همو که به تعداد موج هات
     با هر غروب خورده بر این صخره ها سرش

    هم او که دل زده است به اعماق و کوسه ها
    خون می خورند از رگِ در خون شناورش

    خواهر! برادر تو کم از ماهیان که نیست
    خرچنگ ها مخواه بریسند پیکرش

    دریا سکوت کرده و من بُغض کرده ام
    بُغض برادرانه ای از قهر خواهرش

     

    ++++++++++++++++++++++

     

    گفتم: «بِدَوم تا تو همه فاصله ها را»
    تا زودتر از واقعه گویم گله ها را

    چون آینه پیشِ تو نشستم که ببینی
    در من اثرِ سخت ترین زلزله ها را

    پُر نقش تر از فرشِ دلم بافته ای نیست
    از بس که گره زد به گره حوصله ها را

    ما تلخیِ نه گفتن مان را که چشیدیم
    وقت است بنوشیم از این پس بله ها را

    بگذار ببینیم بر این جغد نشسته
    یک بارِ دگر پر زدن چلچله ها را

    یک بار هم ای عشقِ من از عقل میندیش
    بگذار که دل حل بکند مسئله ها را

     

    ++++++++++++++

    با همه ی بی سر و سامانی ام
    باز به دنبالِ پریشانی ام

    طاقتِ فرسودگی ام هیچ نیست
    در پیِ ویران شدن آنی ام

    آمده ام بلکه نگاهم کنی
    عاشقِ آن لحظه ی طوفانی ام

    دل خوشِ گرمای کسی نیستم
    آمده ام تا تو بسوزانی ام

    آمده ام با عطشِ سال ها
    تا تو کمی عشق بنوشانی ام

    ماهیِ برگشته زِ دریا شدم
    تا تو بگیری و بمیرانی ام

    خوب ترین حادثه می دانم ات
    خوب ترین حادثه می دانی ام؟

    حرف بزن ابرِ مرا باز کن
    دیر زمانی است که بارانی ام

    حرف بزن حرف بزن سال هاست
    تشنه ی یک صحبتِ طولانی ام

    ها...به کجا می کِشی ام خوبِ من؟
    ها...نکشانی به پشیمانی ام!

     




    نظرات بینندگان
    ارسال نظرات
    نام
    ایمیل
    نظر*  
    کد امنیتی جمع 4 با 4
     

      - نظراتی که به پیشرفت و تعمیق بحث کمک می کنند در مدت کوتاهی پس از دریافت به نظر دیگر بینندگان می رسد.
    - نظرات حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران منعکس نمی ‏شوند.

     

     

     

     
     
    1183
     
       
      logo-samandehi

    صفحه اصلی

    مدیریت سایت

    ارتباط با ما

    خبرنامه

    ایمیل

    آرشیو

    جستجو

    پیوند ها

    سفارش تبلیغات

    RSS

     

    بهترین نمایش در 768*1024     |    تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مرودشت آنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.    |    طراحی و تولید: H. Mokhtari