صفحه اصلی   |   www.marvdashtnama.ir   |   

 

آخرین اخبار

  • وزنه‌ بردار مرودشتی به اردوی تیم ملی دعوت شد
  • علیرغم وعده مسئولین کارخانه آزمایش مرودشت به جای فعال‌سازی، به فروش گذاشته شد
  • شتاب در تکمیل زیرساخت‌های ناحیه صنعتی انجیره
  • جنگل کاری در عرصه های منابع طبیعی شهرستان مرودشت
  • درخواست مسئولان مرودشت برای بررسی اثرات مخرب پتروشیمی شیراز بر تخت جمشید
  • پژوهشگر مرودشتی برای نخستین بار موفق به تولید روغن خوراکی از بنه شد
  • برگزاری آزمون رشته منسوخ شده گیوه بافی در مرودشت
  • پیشرفت فیزیکی ۶۰ درصدی بیمارستان جدید مرودشت
  • شفافیت مالی مسئوولین مطالبه عمومی مردم است
  • کارگران بیکار شده آزمایش مرودشت: مطالباتمان را نگرفته‌ایم
  • تصاویر/ طبیعت زیبای پائیزی روستای دشتک
  • ثبت ملی تل ارزنه،تل قربانلک،دخمک‌های دره مال ۱و۲،تل سفید الف و ب ،تل هزار منی شهرستان مرودشت
  • ۴۹پروانه تاسیس گلخانه در مرودشت صادر شد
  • پایان اختلاف ۱۵ ساله در مرودشت
  • فرمانداری مرودشت به فرمانداری ویژه ارتقا پیدا کرد
  • کشف ژن جدید در درمان ناباروری مردان توسط فارغ‌‌‌‌التحصیل واحد مرودشت
  • نخستین گلخانه بیولوژیک فارس در مرودشت ایجاد شد
  • تبعات مطلوب اجرای طرح صیانت از جنگل‌های زاگرس در مرودشت
  • کشف ۳۰ دستگاه استخراج ارز در مرودشت
  • با ۵۰ هزار تومان و یک جعبه رنگ شروع کردم
  • تفرجگاه بهشت گمشده به خاطر جلوگیری از شیوع کرونا تعطیل شد
  • قلب مسلمانان جهان از کشتار مسلمانان هند جریحه‌دار است/ دولت هند در مقابل هندوهای افراطی بایستد
  • نظام سلامت ایران برای مبارزه با ویروس کرونا قدرتمند است
  • تعطیلی کتابخانه‌های عمومی فارس تا پایان سال
  • هرگونه فعالیت گردشگری در استان فارس ممنوع شد
  • ۴۲۶ روز پرحاشیه؛ نگاهی به حواشی دوران استانداری عنایت الله رحیمی
  • کدام شهرها برای مسافرت‌ “ورود ممنوع” شدند؟
  • ساخت کیت تشخیص کووید-۱۹ تنها در ۵ روز/ دانش بومی به کمک مقابله با کروناویروس می‌آید
  • کروناهراسی و گرایی که منافقین به محتکران دادند
  • زمان واریز آخرین یارانه سال ۹۸ مشخص شد
  •    

    بیکامی در کامفیروز؛
    حکایت آبی که هم آب است و هم نان

    4886
    :كد
    يك شنبه 22 مرداد 1396

    من کامفیروزم و این آخرین ضجه‌های من است. نمی‌دانم گوش شنوایی هست یا نه. زندگی در کامفیروز و زندگی کامفیروز رو به پایان است، به دادش برسید.


    احمدرضا شکوهی، دکترای ادبیات و زبان فارسی و از دبیران شهرستان کامفیروز در یادداشتی انتقادی به وضعیت بحرانی این شهرستان و عدم توجه مسئولین پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:

    من کامفیروزم؛ دشتی که رمق‌های آخر زندگی خود را تجربه می‌کند، بسیار کهنسال و باتجربه‌ام. سال‌های پرآب و کم‌آب زیادی را دیده‌ام. شریان وجود من تا بوده رود کُر بوده است. زمان‌هایی پیش آمده است که رگ‌های وجودم خشک شوند اما هیچ گاه چنین روزهای تلخی را تجربه نکرده‌ام.

    گله از باران نیست، گله از یاران است. گله از آنانی است که بدون دیدن من آب را سد کردند و مردمان مرا به چشم نیاورده و نمی‌آورند، با خود نگفتند که اینان هم انسان‌اند و حق زندگی دارند.

    لحظه‌ای خود را به جای مردمان من قرار ندادند و ندیدند که هزاران سال است اینان بر دامن من آرام گرفته‌اند و آب کُر زندگی آن‌هاست. حق آن‌هاست. سد بستند با آن که می‌دانستند با این کار سرزمینی هزاران ساله و ساکنان آن به فنا می‌روند.

    عمر زیادی دارم و معبر حاکمان زیادی بوده‌ام. روزگار تلخ و شیرین بسیاری را سپری کرده‌ام اما چنین روزگار غریبی ندیده‌ام. آب و نان و فروغ زندگی اطفال مرا گرفته‌اند تا برق بگیرند. قانع شدیم که پس از برق گرفتن، آب جاری خواهد شد اما انگار کمر به نابودی ما بسته‌اند زیرا این کار را زمستان انجام می‌دهند تا بی‌ثمر آب از ما بگذرد!

    من کامفیروزم و حق زندگی دارم. ای کسانی که دانسته یا ندانسته مرا به مرگ محکوم کرده‌اید بدانید آبی که همچون ابن‌سعد مانع جریان آن شده‌اید از دیرباز حق ما بوده است و شما هیچ حق شرعی و عُرفی نسبت به آن ندارید بدانید آبی که می‌فروشید نانی است که از سفره ساکنان من به یغما برده‌اید.

    من شرمنده پیرمردان و پیرزنانی هستم که با درآمد مختصر هزارمترمربع زمین کشاورزی ارتزاق می‌کردند و اکنون کسی از آنان نمی‌پرسد چه می‌کنید، چه می‌خورید، چگونه نفس می‌کشید.

    من کامفیروزم و دیگر نایی ندارم. آخرین قطرات آب وجودم را در اختیار ساکنین خود گذارده‌ام تا به زور کلنگ آن را بیرون بکشند. وچند صباحی را فقط زنده بمانند نه زندگی کنند.

    من کامفیروزم و این آخرین ضجه‌های من است. نمی‌دانم گوش شنوایی هست یا نه. زندگی در کامفیروز و زندگی کامفیروز رو به پایان است، به دادش برسید.

    آنان که ره آب مرا سد کردند

    بر من ستم و به مردمم بد کردند

    آبی که حیات و نان و آبم می‌بود

    برقی که به خرمنم شرر زد کردند


    منبع:شیرازه



    نظرات بینندگان
    ارسال نظرات
    نام
    ایمیل
    نظر*  
    کد امنیتی جمع 4 با 4
     

      - نظراتی که به پیشرفت و تعمیق بحث کمک می کنند در مدت کوتاهی پس از دریافت به نظر دیگر بینندگان می رسد.
    - نظرات حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران منعکس نمی ‏شوند.

     

     

     

     
     
    +تبلیعات در سایت مرودشت آنلاین با تعرفه های استثنائی - 09394084008
     
    3450
     
       
    صفحه اصلی  |  ارتباط با ما  |  افزودن به علاقه مندی ها  |  تبدیل به صفحه خانگی  |  خبرنامه  |  آرشیو  |  جستجو  |  پیوند ها  |  سفارش تبلیغات  |  RSS
    بهترین نمایش در 768*1024     |    تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مرودشت آنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.    |    طراحی و تولید: H. Mokhtari