صفحه اصلی   |   www.marvdashtnama.ir   |   

 

آخرین اخبار

  • اخبار جهاد کشاورزی مرودشت
  • کدام مسئولان فارس در پاسخ به سؤال «فرزندت کجاست» سکوت کردند؟
  • هیچ دولتی بدون پشتوانه وکمک مردم موفق نخواهد بود/آب آشامیدنی را یکی از مشکلات جدی مرودشت است
  • معاون فرماندار و بخشدار مرکزی مرودشت فارس دستگیر شدند
  • گزارش تصویری؛ بهره برداری از ۶۷ طرح عمرانی در مرودشت با حضور استاندار فارس
  • افتتاح طرح های عمرانی بخش سیدان
  • افتتاح طرح‌های هفته دولت در مرودشت
  • کشف انبار احتکار لوازم خانگی در مرودشت
  • بسته‌های مهربانی برای نیازمندان مرودشتی
  • غدیر در کلام و سیره اهل بیت علیهم‌السلام/ ماجرای عنایت حضرت به مردی که خود را وقف ثبت غدیر کرد
  • آغاز فعالیت سایت گیاهان دارویی در مرودشت
  • تخت جمشید، هیات امنا می خواهد
  • وزنه‌بردار مرودشتی در اردوی تیم ملی نوجوانان
  • کاهش ورودی آب به سد درودزن امسال بی سابقه است
  • پاداش به «سوت زنان»/ ۵درصد مبلغ فساد به افشاکنندگان اختصاص می یابد
  • مرمت پل خان به شرط تخصیص ۱.۵ میلیارد اعتبار
  • مقایسه عوارض زایمان به روش طبیعی و سزارین
  • اگر به رانندگان توجه نکنیم به اقتصاد کشور خیانت کرده ایم
  • تجلیل از خبرنگاران مرودشت توسط نماینده مردم در مجلس
  • تجلیل از خبرنگاران توسط نماینده مجلس
  • دستگاه قضائی بدون ملاحظه با مفسدان اقتصادی برخورد کند
  • بازدید مدیرکل برنامه‌ریزی معاون رییس‌ جمهور در امور زنان و خانواده از فعالیت سهامداران صندوق زنان مرودشت
  • برومندی: تعیین سهم کشورها در کنوانسیون رژیم حقوقی دریای‌خزر مورد بحث نبود/ لزوم عبور توافقات این کنوانسیون از کانال مجلس
  • عراق کمک‌های مستشاری ایران را از یاد نبرد/ درخواست‌های آمریکا برای اجرای تحریم علیه ایران غیرقانونی است
  • ۸ میلیارد لوازم آرایشی به بازار نرسید
  • بازیکن مرودشتی در دسته دوم انگلیس
  • خبرنگاران زبان گویای مردم هستند.
  • طلب 25 میلیاردی بیمارستان مرودشت از بیمه ها
  • نتیجه ربا و رباخواری قانونمند
  • حمله خرس قهوه‌ای به یکی از اهالی روستای کندازی مرودشت
  •    

    بیکامی در کامفیروز؛
    حکایت آبی که هم آب است و هم نان

    4886
    :كد
    يك شنبه 22 مرداد 1396

    من کامفیروزم و این آخرین ضجه‌های من است. نمی‌دانم گوش شنوایی هست یا نه. زندگی در کامفیروز و زندگی کامفیروز رو به پایان است، به دادش برسید.


    احمدرضا شکوهی، دکترای ادبیات و زبان فارسی و از دبیران شهرستان کامفیروز در یادداشتی انتقادی به وضعیت بحرانی این شهرستان و عدم توجه مسئولین پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:

    من کامفیروزم؛ دشتی که رمق‌های آخر زندگی خود را تجربه می‌کند، بسیار کهنسال و باتجربه‌ام. سال‌های پرآب و کم‌آب زیادی را دیده‌ام. شریان وجود من تا بوده رود کُر بوده است. زمان‌هایی پیش آمده است که رگ‌های وجودم خشک شوند اما هیچ گاه چنین روزهای تلخی را تجربه نکرده‌ام.

    گله از باران نیست، گله از یاران است. گله از آنانی است که بدون دیدن من آب را سد کردند و مردمان مرا به چشم نیاورده و نمی‌آورند، با خود نگفتند که اینان هم انسان‌اند و حق زندگی دارند.

    لحظه‌ای خود را به جای مردمان من قرار ندادند و ندیدند که هزاران سال است اینان بر دامن من آرام گرفته‌اند و آب کُر زندگی آن‌هاست. حق آن‌هاست. سد بستند با آن که می‌دانستند با این کار سرزمینی هزاران ساله و ساکنان آن به فنا می‌روند.

    عمر زیادی دارم و معبر حاکمان زیادی بوده‌ام. روزگار تلخ و شیرین بسیاری را سپری کرده‌ام اما چنین روزگار غریبی ندیده‌ام. آب و نان و فروغ زندگی اطفال مرا گرفته‌اند تا برق بگیرند. قانع شدیم که پس از برق گرفتن، آب جاری خواهد شد اما انگار کمر به نابودی ما بسته‌اند زیرا این کار را زمستان انجام می‌دهند تا بی‌ثمر آب از ما بگذرد!

    من کامفیروزم و حق زندگی دارم. ای کسانی که دانسته یا ندانسته مرا به مرگ محکوم کرده‌اید بدانید آبی که همچون ابن‌سعد مانع جریان آن شده‌اید از دیرباز حق ما بوده است و شما هیچ حق شرعی و عُرفی نسبت به آن ندارید بدانید آبی که می‌فروشید نانی است که از سفره ساکنان من به یغما برده‌اید.

    من شرمنده پیرمردان و پیرزنانی هستم که با درآمد مختصر هزارمترمربع زمین کشاورزی ارتزاق می‌کردند و اکنون کسی از آنان نمی‌پرسد چه می‌کنید، چه می‌خورید، چگونه نفس می‌کشید.

    من کامفیروزم و دیگر نایی ندارم. آخرین قطرات آب وجودم را در اختیار ساکنین خود گذارده‌ام تا به زور کلنگ آن را بیرون بکشند. وچند صباحی را فقط زنده بمانند نه زندگی کنند.

    من کامفیروزم و این آخرین ضجه‌های من است. نمی‌دانم گوش شنوایی هست یا نه. زندگی در کامفیروز و زندگی کامفیروز رو به پایان است، به دادش برسید.

    آنان که ره آب مرا سد کردند

    بر من ستم و به مردمم بد کردند

    آبی که حیات و نان و آبم می‌بود

    برقی که به خرمنم شرر زد کردند


    منبع:شیرازه



    نظرات بینندگان
    ارسال نظرات
    نام
    ایمیل
    نظر*  
    کد امنیتی جمع 4 با 4
     

      - نظراتی که به پیشرفت و تعمیق بحث کمک می کنند در مدت کوتاهی پس از دریافت به نظر دیگر بینندگان می رسد.
    - نظرات حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران منعکس نمی ‏شوند.

     

     

     

     
     
    +تبلیعات در سایت مرودشت آنلاین با تعرفه های استثنائی - 09394084008
     
    1819
     
       
    صفحه اصلی  |  ارتباط با ما  |  افزودن به علاقه مندی ها  |  تبدیل به صفحه خانگی  |  خبرنامه  |  آرشیو  |  جستجو  |  پیوند ها  |  سفارش تبلیغات  |  RSS
    بهترین نمایش در 768*1024     |    تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مرودشت آنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.    |    طراحی و تولید: H. Mokhtari